تبليغاتX
آشنایی با تفکرات دکتر علی شریعتی
زندگي يعني ايمان ، هنر ، دوست داشتن و آزادي

به نام آنکه همه دوستش داریم...

برادر من...خواهر من...همکارمن...هم طبقه من...نویسنده...روشنفکر...دانشمند...مترجم...هنرمند...سوسیالیست...آزادیخواه...

جامعه گرا...مترقی...دوستدار عدالت و خواهان برادری و آرزومند رهایی و رستگاری بشر...آنچه بنام دین...اسلام و تشیع می شناسی و می بینی همان اوراد و الفاظ و مفاهیم تخدیری و تحریفی رایج است همان تصویری است که دستهای غرض دشمن و جهل دوست از این مکتب در ذهن پدرت و مادرت و محیط ات نقش کرده اند. اسلام این نیست. خدا...معاد...امامت...عدالت و حج و........ آن نیست که تو می بینی و آن نیست که تو می گویی و نفی می کنی. تو حق داری که نفی کنی اما سخن من این است که آنچه را نفی می کنی حق نیست.

شیعه بر دو پایه استوار است: عدل...امامت.

اما چه کنم که این دو اصل را از معنی خودش انداخته اند. یعنی اسم آن را حفظ کرده اند و رسمش را نفی! اگر فریبکاران ( که این دو را بی معنی و بی اثر کردند) بجای اینکه معنی این دو را بر دارند اصلا لفظ آن دو را بر می داشتند و بجایش اصطلاح دیگری مثل تقیه و عبادت و ریاضت و غیره می گذاشتند من می توانستم امروز خطاب به روشنفکران خطاب به توده نیز فریاد بزنم که: ...نه...اصول شیعه اینها نیست.عدل است امامت است. اما بدبختی ما این است که این دو لفظ را گذاشتند اما معنی آن دو را مسخ کردند طوری که نه عدالتش به درد عدالت می خورد و نه امامتش به درد امامت.

توحید را...قران را...نیایش را...حج را...عدالت را...امامت را...علی را...حسین را...تشیع را...معاد را...شفاعت را...توسل را...انتظار موعود را...........همه را بصورت الفاظی در آورده اند مبهم خالی و یا مسخ شده و تخدیر کننده و حتی درست ضد آنچه معنی دارد و درست در عکس جهتی که نشان می دهد.

می خواهم به برادر و خواهر روشنفکر و تحصیلکرده و مترقی و منطقی بیزار شده از مذهب بگویم: خداوندی را که تو می گویی واضع دینی است که بشریت را تخدیر کند و از مسئولیت شخصی باز دارد و انسان ها را وادار کند که نذر کنند و به او تملق بگویند خدای اسلام نیست. خدای اسلام دوستدار عزت...علم...آهن...جهاد...مسئولیت...اراده انسانی و آزادی و ثروت و تمدن و تسلط انسان بر طبیعت است.انسان امانتدار اوست. حامل روح او و جانشین او در زمین مسجود همه فرشتگان اوست. انسان دوست اوست. ذلت؟ انسان را دعوت می کند که خلق و خوی خدا را بگیرد(تخلقوا باخلاق الله) این دعوت به ذلت است؟

آن خدا و دینی که من به آن معتقدم دین توجیه فقر نیست. دینی است که فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر می شمارد. اسلام در عزت و قدرت و جهاد وجود دارد. اسلام من دین ریاضتهای فردی برای نجات شخصی آنهم بعد از مرگ نیست. اسلام ابوذر است و شعارش هم نه عبادت و نه تفسیر خاص از این کلام و این اصل و آن فرض بلکه علیه "کنز" کاپیتالیزیم است.

یعنی سرمایه داری و زراندوزی از راه استثمار مردم.

یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار و الرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل و یصون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم(توبه-34)

یا علی مدد...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت   توسط حميد حسيني  |