تبليغاتX
آشنایی با تفکرات دکتر علی شریعتی
زندگي يعني ايمان ، هنر ، دوست داشتن و آزادي

به نام انکه همه دوستش داریم...

 

بله می شود! خیلی هم ساده و سریع ، بطوری که آب هم از آب تکان نخورد و کسی هم نفهمد. روحانی حلال

مشکلات است، چنان حلال را حرام و حرام را حلال می کند که شاخ در می آوری . آن هم چنان شرعی و

قانونی و قرآنی که حظ می کنی! مگر نمی بینی رباخواری را که در قرآن دشمنی با خدا اعلام شده است،

 چه قشنگ و چه ساده و بی زحمت درستش کرده اند که سخت گیرترین بازرسان شرع هم اگر بخواهند

رسیدگی کنند، می فهمند که ربا است و کلاه و کلک ، اما کوچکترین ایراد قانونی نمی توانند بگیرند. چرا؟

اولاً اسکناس فرموده اند پول نیست ! خلاص ! پس ربا وقتی مصداق پیدا می کند که پول خرده رد و بدل

شود.اسکناس و چک و سفته آزاد است.

ثانیاً ربا چیست؟ سود پول، یعنی اگر صد هزار تومان ، به نیت ربا دادی و سر ماه صد و بیست هزار

تومان پس گرفتی، بیست هزار تومانش به نیت ربح، حرام است. بدتر از حرام ، فاجعه ای هولناک است.

بگفته صریح قرآن ربا خوار در آتش جاودانه است، کفار اثیم(کفر پیشه ی تبهکار) است. اعلام کننده جنگ با

خداست و با پیامبرش. اما معامله که حرام نیست، ثواب هم دارد.الکاسب حبیب الله. بسیار خوب ، برو

پیش آقا راه تبدیل ربا را به معامله یادت دهد تا اشکال شرعی پیدا نکند. چطور؟ خیلی ساده ، عقل جن هم

نمی رسد.این دفعه که خواستی پول نزول دهی ،به نیت ربا مده، بیع شرط کن.چطور؟ صد هزار تومان را

قرض الحسنه میدهی، بیست هزار تومان سود آن را یک سیر نمک به او می فروشی به بیست هزار

تومان.دیدی چطور شد؟ حالا فرض کن روز قیامت هم شده و تو را کنار ترازوی عدل الهی سرپا نگه داشته

اند و محاکمه ات می کنند. می توانند چه بگویند؟

- آقا مگر معاملع بیع شرط حرام است؟

-آقا مگر هر کسی آزاد نیست جنسی را به هر قیمتی که خودش خواست بخرد؟ اگر صاحب جنس هم

رضایت داد، شرعاً جایز نیست؟ ناچارند بگویند چرا.

- آقا من دلم خواسته یک سیر نمک را بیست هزار تومان بخرم، مگر شرع، شهرداری است که بر قیمت ها

نظارت داشته باشد؟ مجبورند جواب بدهند نه.

-پس کسی که جنسی را از مومنی به رضایت طرفین بخرد ، معامله نکرده است؟ مگر می توانند بگویند

نه؟

آن وقت تو هستی که طلبکار خدا هم می شوی و می گویی: پس به تصدیق خودتان و طبق فقه و شرع

خودتان، من در قضیه نمک ربا خوار نبوده ام ، کاسبکار بوده ام، پس حبیب خدا بوده ام نه دشمن خدا !

مگر می توانند نفس بکشند؟ روحانیت زبان شرع را با یک سیر نمک می بندد !

می گویی من در دستگاه ظلم و گناه و خلاف شرع و خیانت به جمع خدمت می کنم و حقوق می گیرم،

اشکال شرعی ندارد؟ مسلم است که دارد، خیلی هم اشکال دارد. اسلام کسی ا که می بیند ظلمی بر دیگری

واقع شده است و او ساکت مانده نمی بخشد، چطور خدمتگزاری رسمی ظلمه اشکال شرعی ندارد؟ چطور

پولی که از محل غیر مشروع بدست آمده، از دست حاکم غیر شرع می توان گرفت؟

- پس چکار کنم؟ دست بکشم؟

- نه راه دارد.

- چه راهی؟

-دست گردان

-یعنی چه؟

خیلی ساده، روحانی راهش را بلد است، او متخصص کلاه شرعی است. او بر قامت زور، ردای تقوی

می پوشاند و بر سر کفر ، کلاه شرع می گذارد.روحانی کارش توجیه دستگاه حاکم است و

ناچار است برای همکاری مومنین متشرع با دستگاه حکومت غیر شرعی، راهی پیدا کند و برای اینکار باید

تکنیکی اختراع کند که بتواند پول حرام را حلال کند. کاری ندارد، حقوقت را که گرفتی(از هر جا و به ازای

هر کاری) باید قبول کنی که این پول مشروع نیست پس مال تو نیست. صاحبش معلوم نیست، به کی می رسد؟

البته این جورپول ها به حاکم شرع که همان خود روحانی است می رسد. پس ماه به ماه حقوقت را که

گرفتی، چون پولی نا مشروع است دست نمی زنی، راست می آیی خدمت آقا ، همه را به دست آقا می دهی

یعنی که رد کردم به حاکم شرع. تمام ! پس پول شد مال آقا. در نتیجه ، پول نامشروعی دستت نیست. آن وقت

آقا می بیند که تو یک فرد مسلمان مستحقی هستی، خرج داری، زن و بچه داری، از بابت وجوهات بریه و

شرعیه، به اندازه احتیاجات حیاتی ات و مخارج زندگی ات، هر مبلغی را که خودشان بعنوان حاکم شرع و

نایب امام تشخیص دادند و صلاح دیدند به تو کمک می کنند و فی المجلس به دستت می دهند. نگاه می کنی 

می بینی اتفاقاً درست معادل همانحقوق ماهیانه ات است که از دستگاه خلاف شرع گرفته ای و ظلمه برایت

تشخیص داده اند و صلاح دیده اند ! جل الخالق !

تمام این فعل و انفعالات مکانیکی و استحاله شیمیایی که مال حرام را در کیمیاگری روحانیت، برق آسا بدل

به حلال می کند و حقوق بگیر ظلمه را فی المجلس با یک چشم بندی ماهرانه حقوق بگیر ائمه می سازد،

تشریفات اداری خیلی ساده ای دارد. یک تئاتر پانتومیم جادویی است با یک هنر: می دهی به دستش، می دهد

به دستت. والسلام. برو راحت خانه ات، برای ظلمه کار کن، مزدش را از ائمه بگیر ! در عین حال این جور

کلک های شرعی(که ما آدم های جسمانی و نااهل را به شگفتی می آورد و بر سرمان شاخ می رویاند) برای

روحانی آب خوردن است و حلال را حرام کردن و حرام را حلال کردن(جوری که دفاتر حساب و کتاب قیامت

نامه اعمالت هم خدشه پیدا نکند و در محکمه روز حساب و عقاب نتوانند ایراد شرعی بگیرند) کار هر جوجه

روحانی است. بقدری در فریب دادن خدا(و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین) زیر دست اند و گستاخ و با

وجدان راحت و روی خوش انجام می دهند که حالت استثنایی و غیر عادی بودنش را از دست داده و یک سنت

معمول و مقبول شده و خود یک نوع راه حل شرعی و شیوه عملی اسلامی تلقی می شود.

 

یا علی مدد...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت   توسط حميد حسيني  |